تبليغاتX
موج
قدم

  خانه ای جدید ساخته ام از نوع مجازی.در محله وردپرس. حضورم در آنجا باعث قطع زندگی در اینجا نخواهد شد که نوع زیستن در این دو خانه متفاوت است.

 در فهرست"به شدت به خوندنش می ارزه" روی لینک  موج،کمی بالاتر(من،کمی تخصصی تر)

کلیک کنید.لطفا. حضورتان مایه خشنودی است.


+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 17:53
به قلم مرضیهمرضیه موضوع: |

شاید تو پارادوکسی... شاید من هم

 

 خیلی درکشان نمی کنم.نمی فهممشان. با اینکه اغلب قابل پیش بینی هستن و اغلب تو می توانی برای هر حرکتشان یک عکس العمل مناسب از خودت نشان دهی، اما گاهی اوقات حرکاتی  می کنن که تو شک می کنی واقعا این حرکات ما ل آنها باشه . واقعا گاهی اوقات این حرکات مال شخصیت اونها نیست. البته ، قاعدتا هر قدر که آنها برای ما ناشناخته هستن، ماهم برای آنها ناشناخته ایم. اساسا اگر خدا می خواست همه  هم  را بشناسن همه را زن می آفرید.

  در گیری و سعی ای که دوجنس برای شناخت هم دارند و برخوردهایی که که بین آنها صورت می گیره از طبیعی ترین مسائلیه که در زندگی انسانها وجود داره ولی از زمان هابیل و قابیل همیشه پر دردسر ترین و مشغول کنده ترین مسئله آدمها بوده. و هیچ وقت برای آدمها عادی نمی شه. این برخوردها و کشش ها  که بعضی جاها نامیده می شود علاقه ، گاهی رابطه ای ساده اجتماعیه، گاهی رابطه فامیلی ، گاهی رابطه دوستیه و.... دلایل ساده و مشخصی داره. قسم عظیمیش جسمیه.قسم عظیمیش روحیه.قسم دیگری مربوط به طبیعت  انسانه و قسمی هم (به قول ظریفی) مربوط به شیطنت و جوانیست.

  همیشه سعی کردم از این موجودات دوپای مذکر و از این مسائل طبیعی به شدت دوری کنم. سعی کردم اما همیشه کسانی بودن در اطرافم که بزرگترین مسئله شان همین بوده. و من همیشه باید به حرف هایشان گوش می دادم .نصیحت می کردم. منع می کردم. پند می دادم. تند می شدم . فحش می دادم. رگ غیرت  طرف را می جنبانیدم و اگر هم کلا خر(با پوزش) شده بود رهایش می کردم. اما این یه قسم این نوع رابطه هاست. مساله اصلی اینه که در هر نوع رابطه ای بالاخره آنها یه جا تو را کفری می کنن و یه چیزی اون وسط با معادلات تو جور در نمیاد.مثلا موضوعی بینتان بوده می دانی که برای او تمام شده است و برای تو هم . اما یهو دوباره شروعش می کنه گاهی حتی با یک کلمه. اصلا انگار وقتی خدا برنامه ریزی در رفتار را تقسیم می کرده اینها همه پی شبطنت بودن.

 کلا اینکه حرف درباره این موجودات پیچیده ساده مارموز زیاده. اینجا نه مجالش هست و نه مکانش. به دلیل همین وسعت ماجرا فکر کنم خیلی خوب نتوانستم حرفم را بزنم. به هر حال موضوع عادیست که همیشه برای آدمها عجیب است.


+ نوشته شده در شنبه 1388/06/14ساعت 2:14
به قلم مرضیهمرضیه موضوع: درگیریهای روزانه|

godlovesme

مرضیه

godlovesme

http://godlovesme.blogfa.com

موج

موج

موج

سلام
من مرضیه هستم. دانشجوی روزنامه نگاری.شغلی که احساس می کنم می تواند لذت زندگی را به من بچشاند.بزرگان می گویند:یکی از راه های روزنامه نگار خوب شدن این است که قلم خوبی داشته باشی.پس من تصمیم گرفتم، افکارم را جایی بنویسم که آدم های مختلف،با افکار متفاوت،آنها را بخوانندومن را از نقاط ضعف وقوت کارم آگاه کنند.تا اگر خدا بخواهد در آینده به عنوان یک روزنامه نگار در وبلاگی تخصصی بنویسم.
پراکندگی موضوعات وبلاگم را ببخشید،که ذهن من هم،مثل ذهن هر جوانی،پراز افکار مختلف است.

موج

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog